الشيخ أبو الفتوح الرازي

11

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

خداى تعالى اطفال را كه به بهشت برد به ثواب ايمان ايشان برد در ذرّ ، و رمّاني حكايت كرد از ابن الاخشاد ( 1 ) ، كه او به خبر ذرّ گفتى ، و لكن نه از آيت از خبر . و از جمله ادلَّه بر فساد اين قول ، قوله تعالى : وَاللَّه أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً ( 2 ) . . . ، گفت : شما را از شكم مادر بيرون آوردم ، چيزى ندانستى ، اگر آن كه از شكم مادر به در ( 3 ) آيد چيزى نداند آن كه از صلب پدر بيرون آيد اولى و احرى كه چيزى نداند . ابن كثير و اهل كوفه خواندند : ذرّيّتهم على التّوحيد و باقى قرّاء بر جمع ، ذرّيّاتهم . و ذرّيّت لفظى است صالح واحد را و جمع را ، و چون واحد باشد او را دو جمع بود ، يكى : سلامت و هو ذرّيّات ، و يكى : تكسير و آن ذرارىّ است . و ابو عمرو ( 4 ) خواند : يقولوا ، باليا فيهما جميعا خبرا عن الغائب ، و باقى قرّاء ، به « تا » ى خطاب خواندند . * ( وَكَذلِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ ) * ، حق تعالى : گفت : ما تفصيل آيات و بيّنات و ادلَّه چنين كنيم . و تفصيل آيات ، تميز و جدا باز كردن آن باشد تا ممكن بود كه مستدلّ به آن استدلال كند . آنگه بيان كرد كه : غرض من از اين آن است تا اين گمراهان با راه راست آيند . [ * ( وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ) * ، قيل المعنى لكى يرجعوا ، « لعلّ » به معنى « لام » غرض است ، و محقّقان گفتند : بر اصل خود است و معنى ترجّى ، جز كه بر سبيل توسّع . و براى آن به لفظ « لعلّ » گفت تا مبنى باشد از آن كه اين ادلَّه موجب رجوع نيست ، بل مقرّب و مسهّل ( 5 ) است ] ( 6 ) . قوله : * ( وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناه آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها ) * - الاية ، حق تعالى در اين آيت گفت رسول را - صلَّى اللَّه عليه و آله : بر خوان بر ايشان يعنى بر امّت ( 7 ) خبر آن كس كه ما آيات خود به او داديم ، او از آن بيرون آمد چون مار كه از پوست بيرون آيد . خلاف كردند در آن كه كه بود ، عبد اللَّه مسعود گفت : بلعم بن ابر ( 8 ) بود . عبد اللَّه عبّاس گفت از بنى اسرايل بود . علىّ بن ابى طلحه گفت : از كنعانيان بود از مدينه

--> ( 1 ) . آج ، لب : ابن الرّشاد . ( 2 ) . سوره نحل ( 16 ) آيه 78 . ( 3 ) . همه نسخه بدلها : برون / بيرون . ( 4 ) . آج ، بم ، مل ، لب : ابو عمر . ( 5 ) . اساس : مستهل ، به قياس نسخه لب ، تصحيح شد . ( 6 ) . اساس : ندارد ، از مج آورده شد . ( 7 ) . مج ، لب خود . ( 8 ) . كذا در اكثر نسخه‌ها ، آج ، امر ، مج : افنر .